لسان الملك سپهر
2180
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
أمسك الفضل من قوله ، طوبى لمن منعه عيبه عن عيوب المؤمنين من إخوانه ، طوبى لمن تواضع للّه « عزّ ذكره » و زهد فيما أحلّ له من غير رغبة عن سنّتي ، و رفض زهرة الدّنيا من غير تحوّل عن سنّتي ، و اتّبع الأخيار من عترتي من بعدي ، و خالط أهل الفقه و الحكمة ، و رحم أهل المسكنة ، طوبى لمن اكتسب من المؤمنين مالا من غير معصية ، و أنفقه من غير معصية ، و عاد به على أهل المسكنة و جانب أهل الخيلاء و التّفاخر و الرّغبة في الدّنيا ، المبتدعين خلاف سنّتي ، العالمين به غير سيرتي ، طوبى لمن حسن مع النّاس خلقه و بذل لهم معونته و عدل عنهم شرّه . خلاصه معنى آن است كه مىفرمايد : مىنگرم كه حبّ دنيا مردم را چندان غلبه كرده است كه پندار كنند مرگ سرنوشت ديگر كسان است ، و امتثال فرمان خداوند بر ديگر كسان واجب گشته ، گوئى آنچه از خبر مرگ پيشينيان شنيدهاند خاص ايشان دانند ، و حال آنكه زود باشد كه با مردگان پيوسته شوند . جاى مىدهند ايشان را در قبرهاى ايشان و اموال ايشان را به ميراث مأخوذ دارند از پس اين بر گذشتگان ، شما در اين جهان جاويدان نمانيد ، پس از كار ايشان پند گيريد . همانا مواعظ كتاب خداى را فراموش كرديد ، و از وخامت عواقب و ظهور حوادث و نزول دواهى ايمن شديد . نيكو آن كس كه از خوف خداى به خوف مردم نپردازد . و از جز خداى باكى و بيمى ندارد . نيكو آن كس كه در طلب نيكوئى درآمد و به اصلاح اعمال و محاسن اخلاق و استقامت كردار پرداخت . نيكو آن كس كه فضول مال را بذل كرد و فضول كلام را عزل فرمود . نيكو آن كس كه از عيب خود به معايب ديگران نپرداخت . نيكو آن كس كه در حضرت إله ضراعت « 1 » جست ، و از آنچه بر او رواست بيرون مخالفت شريعت نيز زهادت « 2 » خواست ، و حطام دنيوى را بىآنكه خلاف سنّت كند بيفكند ، و از پس من به ائمهء هدى از فرزندان من توسّل جست و با علما مخالطت آغاز كرد ، و با مردم درويش طريق احسان پيش داشت . نيكو آن كس كه مال از در حلال بيندوخت و اهل مسكنت را بيرون معصيت انفاق داشت ، و از اهل مفاخرت و
--> ( 1 ) . ضراعت : گريه و زارى . ( 2 ) . زهادت : اعراض كردن از چيزى از روى تحقير و ناچيز شمردن آن .